


آیندهٔ یک رود در سرچشمهٔ آن است. آیندهٔ ما ایرانیان در گرو بارور کردن سرچشمههای آگاهی به گذشتهٔ ماست. میخواهیم به خاطر بیاوریم که بودهایم و چه کردهایم. سهم ایرانیان در شکوفایی فرهنگ جهان چه بوده است؟ نیاکان ما در طول تاریخ چگونه جهان را زیباتر کردهاند؟ چه خیال و خاطرهای ما را طی چند هزار سال در این سرزمین دور هم نگه داشته است؟ ما در پی پاسخ به این پرسشها هستیم. بندهای زیر کاستیهایی است که ضرورت کار سیمرغنامه را نشان میدهد:
۱
پراکندگی آثار: آثار تاریخی ایران در سرتاسر جهان پراکندهاند و بررسی آنها در کنار هم برای درک روابط و نسبتهایشان دشوار است.
۲
در دسترس نبودن آثار: بسیاری از آثار ایران در موزههای خصوصی نگهداری میشوند و بهندرت در معرض دید عموم قرار میگیرند. آثار موزههای غیرآنلاین هم در دسترس همگان نیستند.
۳
فقدان دستهبندی آثار: ساز و کار مؤثری برای دستهبندی انبوه آثار هنر ایران وجود ندارد. و این مانع شناخت و بررسی انواع هنرهای ایران و ویژگیهای آنهاست.
۴
فراموشی میراث هنری: بسیاری از ایرانیان با هنر ایران غریبهاند. حافظهٔ هنری، تصویری، فرهنگی ایران معاصر از گنجینهٔ هنر ایران محروم است و مهارتها و فنون کهن هنر ایران رو به فراموشی است.
۵
نابودی و قاچاق آثار: به سبب ضعف تمهیدات حفاظتی، بسیاری از آثار هنر ایران در حال نابودی یا در معرض خطر قاچاق هستند.
۶
جعل هویت آثار: کمکاری در معرفی آثار ایران زمینهساز جعل اصالت و سابقهٔ آنها و سوءاستفادههای سیاسی شده است. ادعای کشورهای همجوار در تملک مادی و معنوی این آثار شاهد گویایی بر این وضعیت است.
۷
تکهتکه شدن ایران فرهنگی: غفلت از اشتراکات هنری در گسترهٔ ایران فرهنگی، سبب نادیده ماندن پیوندهای اقوام و ملتهای این سرزمین تاریخی شده است.
۸
کمبود اطلاعات: در موزههای خارجی، غالباً اطلاعات کافی و مناسب دربارهٔ آثار ایران عرضه نمیشود و این خود از موانع پژوهش دربارهٔ این آثار است.
۹
فقر تاریخنگاری هنر ایران: تاریخ فرهنگ و هنر ایران به سبب در دسترس نبودن شواهد مادی یا غفلت از آنها کممایه و فقیر است.
امروز، دستاوردهای نياکانمان را پامال زمان میبينيم. به هر سو که نگاه میکنیم، اخبار ویرانی آثار هنر و معماری، فراموشی مهارتها و فنون یگانه، و غارت گنجینههای تاریخیست. تجربۀ خُسران و از دست دادن مداوم به صورت بخش عادی از زندگی روزمرهٔ ما در آمده است. ما در احوالات امروز شباهتهای بسيار با تنگناهای تعيينکنندهٔ تاريخمان میيابيم، از قرن دوم و سوم هجری که در آن نهضت بزرگ ترجمه معنای کهن را در قالب زبان نو ريخت و جان بخشید، تا نهضت فرهنگی قرن چهارم که به جنگ فراموشی رفت و ایرانی بودن را احیا کرد، و…
معتقديم امروز نوبت ماست.
۱- حفظ اطلاعات میراث فرهنگ و هنر ایران
۲- تسهیل دسترسی به تصاویر و اطلاعات آثار
۳- طبقهبندی و ایجاد پیوند دوباره میان آثار، رشتههای هنری گوناگون، دورههای تاریخی، و تکههای پراکندهٔ جغرافیای ایران فرهنگی
۴- فراهمکردن تجربهٔ لذتبخش مواجهه با آثار هنر ایران
۵- معنابخشی به آثار و معرفی فرهنگ و هنر ایران به ایرانیان و جهانیان